Wepage  | صفحه ماWepage  | صفحه ما


امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حکایت همسرش جذاب و از ملانصرالدین

حکایت جذاب از ملانصرالدین و همسرش
#1
مجموعه: شهر حکایت


 
 
 
 
[عکس: fun469.jpg]
روزی همسر ملانصرالدین از او پرسید:
 
فردا چه می کنی؟
 
گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم.
 
همسرش گفت: بگو ان شاءا...
 
او گفت: ان شاءا... ندارد فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی.
 
از قضا فردا در میان راه راهزنان رسیدند و او را کتک زدند.
 
ملانصرالدین نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان و مجبور شد به خانه بازگردد.
 
همسرش گفت: کیست؟
 
او جواب داد: ان شاءا... منم.
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  حکایت های ملانصرالدین jasmine 10 59 1396/12/1، 05:54 عصر
آخرین ارسال: jasmine

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان