Wepage  | صفحه ماWepage  | صفحه ما


امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
» نماندست مرا نور روز مهر رخت غزلیات حافظ بی

بی مهر رخت روز مرا نور نماندست حافظ » غزلیات
#1
غزل شمارهٔ ۳۸
 
[عکس: hafez.gif]
حافظ » غزلیات
 
بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست
هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست
می‌رفت خیال تو ز چشم من و می‌گفت
هیهات از این گوشه که معمور نماندست
وصل تو اجل را ز سرم دور همی‌داشت
از دولت هجر تو کنون دور نماندست
نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید
دور از رخت این خسته رنجور نماندست
صبر است مرا چاره هجران تو لیکن
چون صبر توان کرد که مقدور نماندست
در هجر تو گر چشم مرا آب روان است
گو خون جگر ریز که معذور نماندست
حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده
ماتم زده را داعیه سور نماندست
 
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد یاد حریف شهر و حافظ حافظ » غزلیات !!!SHAHIN!!! 0 48 1396/12/14، 09:52 عصر
آخرین ارسال: !!!SHAHIN!!!

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان