Wepage  | صفحه ماWepage  | صفحه ما


امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
فرید سیر فلسفه تاریخی نوآموزان سیاوش برای

سیر تاریخی فلسفه برای نوآموزان / فرید سیاوش
#1
سیر تاریخی فلسفه برای نوآموزان / فرید سیاوش
باید اندیشیدن را آموخت,نه اندیشه ها را




فرید سیاوش


جستار اول


فـــلســفه چیست؟


یکی از فیلسوفان یونان باستان، که بیش از دو هزار سال پیش زندگی میکرد، معتقد بود که فلسفه با حیرت انسان پدید آمده است.او بر این باور بود که پرسش های فلسفی خود به خود پدید آمده اند، زیرا حیات انسان بسیار عجیب بوده است .

عبارت "فلسفه" به معنای واقعی کلمه عشق به خرد است. با این تعبیر، فلسفه یک اشتیاق و کنکاشگری است به گنجینه ی یافته ها و دانش های قابل انتقال بشری. سقراط میگوید فیلسوفان آنانی هستند که فقط ادعای عشق به خرد را دارند ونه ادعای برخورداری از آن.


فلسفه در اصل ، شکل جدیدی از تفکر است برای کشف حقیقت که در یونان حدود 600 سال قبل از میلاد آغاز شد. پش از فلسفه، ادیان مختلفی بودند که به تمام پرسش های مردم جواب میدادند.این پاسخها و توضیحات دینی سینه به سینه و نسل به نسل انتقال و جریان می یافت. انسان صبحدم تاریخ سعی می کند با اسطوره به مسئله زندگی، مسئله تقدیر، مسئله گذشته و آینده اش ﭘاسخ دهد .

اسطوره در اصل داستانی دربارۀ خدایان است و توضیح میدهد که چرا زندگی به این شکلی است که هست . و موضوع اساسی همه اساطیر نبرد میان نیروهای نیک با نیروهای بد است.
در طی هزاران سال توضیحات اسطوره ای در تار و پود پرسش های فلسفی ریشه دوانده بود.فلاسفه یونانی می خواستند ثابت کنند که این توضیحات معتبر نیستند و انسان نمی تواند به آنها اعتماد داشته باشد .

دانشمندان اغلب اسطوره را به عنوان کوشش هائی ابتدائی برای توضیح پدیده های طبیعت و کوتاه سخن، به عنوان یک دانش بدوی تلقی می کنند. فیلسوفان و الهیون گرایش دارند که اسطوره را یک فلسفه یا دین بدوی بدانند. مورخین و کسانی که نگرش تاریخی دارند داستانهای اسطوره ای را رسوباتِ وقایع تاریخی نیمه فراموش شده ای می دانند که به این صورت در ذهن یک قوم باقی مانده است. انسان شناسان و جامعه شناسان معتقدند که اسطوره تغیییراتی را که در ساختار اجتماعی رخ داده است توصیف می کنند. در نظر هنرمندان و شاعران، اسطوره کنجینه ای از تصاویر ذهنی است که باید در هنر و کار خود به کار گیرند.
برای اینکه بتوان نظریات نخستین فلاسفه را درک کرد،باید مفهوم تصور اسطوره ای از جهان دریابیم.
در گذشته ها باور بر این بود که زمین بر بالای شاخ گاو و گاو بر پشت ماهی و ماهی در آب قرار دارد. علت زمین لرزه اینست که گاو، زمین را از یک شاخ به شاخ دیگر خود می گذارد.
ویا درمصر عقیده برین بود که طوفانی شدن رودخانه نیل ،علامه ی خشم خدایان است و برای فرو نشاندن خشم خدایان و بد مستی رودخانه ،دختران زیبا و جوان را برسم قربانی در آغوش مست رود خانه خروشان رها میکردند.
ویا در کشور ما تا هنوز هم بخصوص وقتی آفتاب گرفتگی یا مهتاب گرفتگی اتفاق می افتد، تحصیل نکرده ها ما آنرا خشم خداوندگار تلقی کرده، نذر و خیرات و دعا خوانی میکنند تا این بلای بد بخیر بگذرد. درحالیکه هر شاگرد سال ششم و هفتم مدرسه میداند که خسوف و کسوف چیست و چرا اتفاق می افتد.؟!
حوادثی همچون زلزله و سیل و طوفان و مرگهای نابهنگام، گذشتگان را به ترس و وحشت مینداخت. آنان رنجهای خود را در قالب سئوال، در پیشگاه خدایان افسانوی خود مطرح میکردند. مردم نیازمند توضیحی بودند که چرا زمین می جنبد و تکان می خورد و یا چرا باران نمی بارد. آیا زمین لرزه به خاطر این شاخ و آن شاخ کردن زمین میباشد ؟و دلیل نه باریدن باران بخواب رفتن «تور »و یا گم شدن گرز« تور»؟!
در شمال اروپادرکشور های اسکندناوی مردم، «تور» را خدای حاصلخیزی می دانستند،بنابرین پاسخ اسطوره ای به این سوال که چرا باران می بارد ،این بودکه تور گرزش را تکان داده است.
برای کشاورزان مشخص نبود که چرا گیاهان رشد می کردند و درخت ها میوه می دادند، ولی به هر حال معلوم بود که اینموضوع ارتباطی به باران دارد.علاو بر این،مردم باور داشتند که باران به تور مربوط می شود و به همین خاطر تور یکی از مهم ترین خدایان شمال اروپا بود.
داستان های اسطوره ای ، پیش از تردید و انتقاد فلاسفه در تمامی دنیا وجود داشته است.حتی در یونان نیز قبل از این که نخستین فلاسفه ظهور کنند، تصویری اسطوره ای از جهان وجود داشته است.در طول قرن های متمادی، داستان خدایان از نسلی به نسل بعد انتقال یافته بود.این خدایان را در یونان زئوس،آپولون،هرا، آتنه، دیدنوسوس، آسکلپیوس، هرکول و هفیستوس می نامیدند.
حدود 700 سال پیش از میلادف هومر و هسیود بخش اعظم گنجینۀ اساطیری یونان را نقل کردند.این کارموقعیت جدیدی به وجود آورد .ثبت داستان های اساطیری باعث شد تا بحث در بارۀ آنها آغاز شود.
نخستین فیلسوفان یونانی، از خدایانی که هومر معرفی کرده بود، انتقاد کردند، زیرا این خدایان بیش از حد شبیه به آدمیان بودند.واقعآ هم آن خدایان مانند ما خود خواه و غیر قابل اعتماد بودند.برای اولین بار در تاریخ بشر گفته شد که شاید این اسطوره ها چیزی جز تصورات آدمیان نباشد.
نمونه ای از این گونه انتقاد ها نسبت به اساطیر را می توان در آثار کسنوفانس دید.او که حدود سال 570 پیش از میلاد متولد شده بود معتقد بود که انسان خدایان خود را با الگو گرفتن ازخود آفریده است:"آنها می میرند، زاده می شوند، لباس می پوشند، حرف می زنند و قیافه ای شبیه به آدمیان دارند... حبشی ها خدایان خود را سیاهپوست با بینی پهن تصور می کنند، مردم تراکیا خدایانشان را چشم آبی وسرخ موی می دانند...اگر گاوان، اسپان و شیران دست می داشتند و می توانستند نقاشی کنند و مانند مردمان کار انجام دهند،اسپان خدایانشان را شبیه به اسپ و گاوان شبیه گاو می کشیدند و پیکر آنان را همانند شکلی که خود دارند می ساختند."
یونانیان در این ایام حکومت های متعددی در یونان و مستعمرات خود در جنوب ایتالیا و آسیای صغیر به وجود آوردند. دراین حکومت ها کار های شاق بر عهدۀ برده ها بود و بقیۀ مردم که آزاد بودند به سیاست یا فرهنگ می پرداختند.تحت این شرایط زندگی، اندیشۀ آدمی جهشی یافت؛ به این معنی که هر فرد می توانست برای خود این سوال را مطرح کند که جامعه چگونه باید سازمان یابد.از این طریق، افراد می توانستند بدون آن که به اسطوره ها متوسل شوند، سوالات فلسفی مطرح کنند
به همین خاطر ما معتقدیم که در آن ایام روش تفکر اساطیری به تفکری مبدل شد که بر پایۀ عقل و تجربه قرار داشت.هدف نخستین فیلسوفان یونانی این بود که برای آنچه را در طبیعت روی می داد، توضیحی طبیعی بیابند
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان