Wepage  | صفحه ماWepage  | صفحه ما


امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
درد های و دل خودمونی

Thread Contributor: jasmineدرد و دل های خودمونی
#1
يه شبايى تو زندگى هست كه
وقتى دفتر خاطرات زندگيتو ورق ميزنى به چيزايى ميرسى كه نميدونى تقديرت بوده يا تقصيرت...
به ادمايى ميرسى كه نميدونى دردن يا همدرد...
به لحظه هايى ميرسى كه هضمش واسه دل كوچيكت سخته و به دردايى ميرسى كه براى سن و سالت بزرگه...
به ارزوهايى كه توهم شد...
روياهايى كه گذشت....
به چيزايى كه حقت بود اما شد توقع...
و زخمهايى كه با نمك روزگار اغشته شد.....
و احساسى كه ديگران اشتباه مى نامند...
و دست آخر دنيايى كه بهت پشت كرده......
وبازهم انتهاى دفتر خودت ميمانى....
و زخمهايى كه روزگار پشت هم ميزند...
و سكوت هم دواى دردش نيست...
كاش دنيا مهربان تر بودى...
پاسخ
سپاس شده توسط:
#2
خیلی سخته که بخوای حرف بزنی اما نتونی .
کلی حرف تو دلت تلمبار شده باشه اما گوشی برای شنیدن نداشته باشی
بغضی سنگین راه گلوتو میگیره دلت می خواد بری بالای کوه فریاد بزنی و بگی
خسته شدم از این همه دروغ ؛ ریا ؛ دورنگی ؛ اما انعکاس صدات به خودت بر میگرده میشه عقده درونت .
خیلی سخته حرف بشنوی ؛ متهم بشی محکوم بشی
اما نتونی از خودت دفاع کنی چون کسی به حرفت گوش نمیده .
اما سخت تر ازهمه اینها زمانیه که کسی رو که دوستش داری ببینی بهت پشت کرده
ولبخندشو نثار یکی دیگه میکنه . اشکهاتو نمی بینه .
صدای شکستن قلبتو نمی شنوه اونقدر دوسش داری که با لبخند بدرقه اش میکنی .
اشکهاتو پاک میکنی چشماتو می بندی تا لحظه دور شدنشو نبینی
آخه این صحنه بدترین سکانس فیلمه . فیلمی با نام
مرگ یک عشق
پاسخ
سپاس شده توسط:
#3
خب هرکی سرنوشتی داره منم از اول سرنوشتم روی پیشونیم نوشته شد .
اینکه دل به هرکی بدی بهت پشت میکنه .
میخوام دلمو مچاله کنم بندازم دور دلی که به کار نیاد دلی که به درد کسی نخوره بهتر که نباشه .
روشوتارعنکبوت بسته .
شده یک کلبه متروکه توی یک جنگل دورافتاده که هیچ رهگذری از اونجا عبور نمیکنه .
روش پر شده از غبار تنهایی و غم
کسی در این دل غمدیده رو نمیزنه .
میخوام چوب حراج بهش بزنم مفت بفروشم .
آهای یه دل شکسته دارم خیلی تنهاس یه همدم میخواد تا مرهم زخمهاش باشه کسی حاضره مجانی ببره ؟؟
پاسخ
سپاس شده توسط:
#4
تا حالا پیش اومده که احساس کنید دوست دارید الآن یکی پیشتون بود و کنارتون می نشست و میگفت :
خالی کن ؛ خالی کن کوله بارتو من سنگ صبورتم ؛ بگو ناگفته ها رو .
اونوقت تو بشینی تمام بار غمتو که تو کوله بارت جمع شده یکی یکی بیرون بریزی . اونم سکوت کنه تا زمانی
که کوله ات خالی بشه اونوقت با آرامش کولَتو که دیگه خالی شده برداری و بالبخندی بلند بشی و بری ؟
پاسخ
سپاس شده توسط:
#5
دلم می خواست منم مثل بعضی ها بیخیال باشم .بگم به من چه
هرچی می خواد بشه بذار بشه . اما نمیشه وقتی دلم میگیره
نمی تونم بیخیال بشم ؛ وقتی دلم میشکنه نمی تونم بیخیال بشم ؛
وقتی اشکم سرازیر میشه نمی تونم بیخیال بشم ؛
راستی چطوری میشه بیخیال بود ؟
تو می تونی راهه بیخیالی رو بهم نشون بدی؟
پاسخ
سپاس شده توسط:
#6
هر لحظه حرفي در ما زاده مي‏شود

هر لحظه دردي سر بر مي‏دارد

و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش مي‏کند

اين ها بر سينه مي‏ريزند و راه فراري نمي‏يابند

مگر اين قفس کوچک استخواني گنجايش‏اش چه اندازه است؟
پاسخ
سپاس شده توسط:
#7
چه کار کنم مجبورم فقط با خاطرات زندگی کنم
خاطراتی که هیچوقت برام کهنه نمی شوند .
خاطرات خوب بد روزهایی که گریه کردم خندیدم .
خاطراتی که یاد آوری روزهای تلخش هم برام لذتبخشند چون تو درونش نقش داری .
اصلا هرجا که یاد تو و خاطرات تو باشه برام لذتبخشه .
پاسخ
سپاس شده توسط:
#8
یکی خیلی دور اما نزدیک
یکی خیلی نزدیک اما دور
دور خیلی سختر از اونیه که تصور کنی
نزدیک کسی باشی که بدونی دلش برای کسی در دوردست می تپه
و انچنان دور باشی از اون که ندونه در همین حوالی کسی است که
…. چقدر تلخه ولی ….
نگاه کنی به چشماش و بدونی که منتظر اومدن کسی هست که غیر از توئه
نگاهت کنه و بدونی که تو فکرش کسی هست که تو نیستی
باهاش حرف بزنی و بدونی که صدای کسی تو گوششه که صدای تو قابل شنیدن نیست
و باهات حرف بزنه اما میدونی حرفایی میزنه که دنبال ردی و شاید راهی برای با او بودنه
و تو صبورانه … دردمندانه …. عاشقانه بهش بگی اگه دوستش داری رهاش نکن
اگه دوستش داری براش هر کاری میتونی بکن
فک کن که اگه اینبار تلاش نکنی دیگه فرصتی نداری بهش بگی که چیکار کنه
موفق بشه و چیکار کنه که شکست نخوره
سخته شاید تو ندونی
پاسخ
سپاس شده توسط:
#9
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند؛ اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام؛
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا، خط خطی نشود . . .!!!
پاسخ
سپاس شده توسط:
#10
چوپان دروغگو!
حَـرْف ِ رَفْـتَـنْ کـِه مـي شَـوَدْ ،
هِـزآرْ چـوپـآن ِ دُروغْـگـو پُـشْـت ِ چِـشْـمـآنَـمْ کَـمـيـنْ مـي کُـنَـنْـد.
هِـزآرْ نَـفَـرْ بـِه جـآي ِ مَـنْ مـي گـويَـنْـدْ
بـِه جَـهَـنَـمْ کـِه مـي رَوي !
بَـعْـدْ هِـزآرْ نَـفَـرْ دَرْ دِلَـمْ مُـؤمِـنْ مـي شَـوَنْـدْ
دُعـآ مـي کُـنَـنْـدْ کـِه حَـرْف ِ رَفْـتَـنْ
فَـقَـطْ کـآر ِ چـوپـآن هـآي ِ دُروغْـگـوي ِ چِـشْـمـآنَـتْ بـآشَـنْـدْ..
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان