Wepage  | صفحه ماWepage  | صفحه ما


امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
را کشتن به من شوهرم دادم

Thread Contributor: --TypisT--من شوهرم را به کشتن دادم!
#1
Exclamation 
مرد جوانی که به دنبال درگیری برادرش را با چاقو کشته بود با رضایت اعضای خانواده‌اش از قصاص رهایی یافت.
  به  گزارش  ایران  آنلاین ؛ از سوی دیگر همسر مقتول که در جدال مرگبار دو برادر حضور داشت در حالی که از مرگ شوهرش بشدت ناراحت بود، گفت: اعتیاد به موادمخدر جان شوهرم را گرفت امااشتباه من ،شوهرم را به کشتن داد.در این ماجرا که پانزدهم اردیبهشت سال 92 رخ داد، فرد 30 ساله‌ای در جریان درگیری خونین با برادرش، در یکی از محله‌های شرق تهران کشته شد. بلافاصله بازپرس کشیک قتل در محل جنایت حضور یافت و جسد آرش به پزشکی قانونی منتقل شد و برادر 36 ساله مقتول به عنوان عامل قتل به پلیس آگاهی منتقل شد و در بازجویی‌ها به قتل ناخواسته برادرش اعتراف کرد.
 
پس از پایان محاکمه و صدور حکم، همسر مقتول در گفت‌وگو با خبرنگار جنایی «ایران» به تشریح جزئیات حادثه مرگبار پرداخت.
 
چند سال داری؟
35 سال.
 
چند سال قبل ازدواج کرده بودید؟
8 سال پیش.
 
علت درگیری همسرت با برادرش چه بود؟
راستش را بخواهید عامل درگیری خودم بودم، چرا که ساعتی قبل از این حادثه با شوهرم برای چندمین بار بر سر مصرف موادمخدر درگیر شدم. او از اعتیادش دست‌بردار نبود و هر چه در می‌آورد خرج خرید مواد می‌کرد، به همین خاطر به سختی زندگی می‌کردیم. آن روز از شدت ناراحتی با برادرش تماس گرفتم و کمک خواستم او هم آمد اما متأسفانه با هم درگیر شدند. وقتی دعوا بالا گرفت شوهرم چاقویی برداشت و برادرش خواست چاقو را از دستش بگیرد که ناگهان چاقو به شوهرم اصابت کرد و باعث مرگش شد.
 
فرزند دارید؟
بله دو دختر 5 و 3 ساله دارم.
 
چند وقت بود که شوهرت اعتیاد داشت؟
4 سالی می‌شد، البته چند بار ترک کرد اما هر بار مصرف مواد را از سر می‌گرفت.
 
شغل خودت چیست؟
خانه‌دار بودم اما الان در یک مغازه کار می‌کنم.
 
چرا در دادگاه اعلام کردی که قاتل واقعی شوهرت اعتیاد است؟
چون علت تمام درگیری‌ها و مشاجرات ما مواد مخدر بود. اگر شوهرم اعتیاد نداشت و سرکار می‌رفت زندگی خوبی داشتیم و من و فرزندانم و خانواده شوهرم گرفتار این ماجرای تلخ نمی‌شدیم.
 
پشیمان نیستی که به برادرشوهرت زنگ زدی؟
چرا به هر حال شوهرم بود و دخترانم بی‌پدر شدند اما برادر شوهرم گناهی نداشت آمده بود کمکش کند اما او لجبازی کرد. این مسأله یک اتفاق بود من خودم شاهدش بودم.
 
من و بچه هایم در این شرایط بیشتر از هر چیزی به کمک‌های عاطفی نیاز داریم. ضمن اینکه بشدت نگران آینده دخترانم هستم.
 
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان